X
تبلیغات
رایتل


تا رهایی

خوشا رهایی،خوشا اگر نه رها زیستن،مردن به رهایی.شاملو

من خاک میدهم

آفتاب که هست

درختهای بی بار و بَرَت

جای ریشه اش تنگ است

بیا و بیار

برای آب غصه نخور

خدا به چتر ِ دستهای دوستیمان، ایمان که آوَرَد

باران که ببارد

باغ می شویم و پُر ز بَر

حلقه می زنیم و دَف

شاد می شود زمین

خنده می کِشد خدا

نغمه می دهیم که ما:

آنک زنی در آستانه ی فصلی گرم

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 11 خرداد 1390ساعت 13:53 توسط بهار| 3 نظر|

Design By : Mihantheme